تبليغاتX
··▪▪•••●●●● خفن کده بکس301 ●●●●•••▪▪··

آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:

··▪▪•••●●●● خفن کده بکس301 ●●●●•••▪▪··

.......... یکی هست و هیچ نیست جز او / بـکــس 301 لا بلاگ الا هو ..........
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
تبلیغات
تبلیغات

About Web

سلام بر همه دوستان
این وب متعلق به بکس 301 مدرسه علامه حلی اراک می باشد .(دانش آموزان سوم دبیرستان88-89.)
"من جا الی الوبلاگ و ینظر و یتشکر عنا، نحن نحبک. هذه آیه لقوم ینظرون " "هر کس به وبلاگ بیاید و نظر دهد و از ما تشکر کند ، ما او را دوست میداریم. این نشانه ای است برای قوم نظردهندگان."

سردبیر وب در مورد کسی که به وب ما می آید اما نظر نمی دهد فرمود: "از چشم من افتاد

تصویر روز

Music


 

آمار


 

Yahoo


 

تقویم

معرفی سایت به دوستان

 
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:


Powered by ParsTools

..................................یار دبستانی من......................................
موضوع: عمومی | تاریخ: 90/12/26 | نویسنده: Us_Mehdi
این وب هنوز نفس می کشد..... :دی

سال نو همه مبارک ............. البته پیشاپیش ....:->



سر اومد زمستون
                     شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
کوه‌ها لاله‌زارن
                 لاله‌ها بیدارن
تو کوه‌ها دارن گـل گـل گـل آفتابو می‌کارن
تو کوه‌ها دارن گـل گـل گـل آفتابو می‌کارن
توی کوهستون
                  دلش بیداره
                                تفنگ و گل و گندم
                                                       داره می‌یاره
توی سینه‌اش جان جان جان
توی سینه‌اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره
                          جان جان
                                      یه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون
                      شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون
لبش خندهٔ نور
                  دلش شعلهٔ شور
صداش چشمه و
                      یادش، آهوی جنگل دور
توی کوهستون
                   دلش بیداره
                                  تفنگ و گل و گندم
                                                          داره می‌یاره
توی سینه‌اش جان جان جان
توی سینه‌اش جان جان جان
یه جنگل ستاره داره
                          جان جان
                                      یه جنگل ستاره داره.

سعید سلطانپور (خدا رحمتش کنه...)



موضوع: | تاریخ: 90/08/01 | نویسنده: AmiRioter

اين دو عكس احساسات شما را برخواهد انگيخت

قدر دوستي ها را بدانيم

1

 



2



 

سربه هم آورده دیدم برگهای غنچه را
اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد

 


موضوع: عمومی | تاریخ: 90/06/25 | نویسنده: GODFATHER

سلام

 

آقا احسان دیگه به وبلاگ نمیاد(این خبر اول)

دوم اینکه منم تا یکی ۲هفته دیگه آخرین مطالب کپی ام رو میذارم

سوم اینکه وبلاگ از مهر یحتمل به خانه اموات تبدیل بشه(شایدم تا الان بوده!!!)

چهارم همه ی مطلبها از بیخ کپی هستن لطفا گیر الکی ندید!!!!!!!!!!!!!!!!!

پنجم خداحافظ


موضوع: عمومی | تاریخ: 90/06/18 | نویسنده: AmiRioter

همين چند روز پيش، «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اِونا » پرستار بچه‌‌‌هايم را به اتاقم دعوت کردم تا با او تسويه حساب کنم .
به او گفتم :بنشينيد «يوليا واسيلي ‌‌‌‌‌اِونا»! مي‌‌‌‌دانم که دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نمي‌‌‌آوريد. ببينيد، ما توافق کرديم که ماهي سي‌‌‌روبل به شما بدهم اين طور نيست؟
- چهل روبل .
- نه من يادداشت کرده‌‌‌‌ام، من هميشه به پرستار بچه‌‌هايم سي روبل مي‌‌‌دهم. حالا به من توجه کنيد.
شما دو ماه براي من کار کرديد.
- دو ماه و پنج روز
- دقيقاً دو ماه، من يادداشت کرده‌‌‌ام. که مي‌‌شود شصت روبل. البته بايد نُه تا يکشنبه از آن کسر کرد. همان طور که مي‌‌‌‌‌دانيد يکشنبه‌‌‌ها مواظب «کوليا» نبوديد و براي قدم زدن بيرون مي‌‌رفتيد.
سه تعطيلي . . . «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چين‌‌هاي لباسش بازي مي‌‌‌کرد ولي صدايش درنمي‌‌‌آمد.
- سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را مي‌‌‌گذاريم کنار. «کوليا» چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نکرديد و فقط مواظب «وانيا» بوديد فقط «وانيا» و ديگر اين که سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچه‌‌‌ها باشيد.
دوازده و هفت مي‌‌شود نوزده. تفريق کنيد. آن مرخصي‌‌‌ها ؛ آهان، چهل و يک‌ ‌روبل، درسته؟
چشم چپ «يوليا واسيلي ‌‌‌‌اِونا» قرمز و پر از اشک شده بود. چانه‌‌‌اش مي‌‌لرزيد. شروع کرد به سرفه کردن‌‌‌‌هاي عصبي. دماغش را پاک کرد و چيزي نگفت.
- و بعد، نزديک سال نو شما يک فنجان و نعلبکي شکستيد. دو روبل کسر کنيد.
فنجان قديمي‌‌‌تر از اين حرف‌‌‌ها بود، ارثيه بود، امّا کاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حساب‌‌‌‌ها رسيدگي کنيم.
موارد ديگر:
بخاطر بي‌‌‌‌مبالاتي شما «کوليا » از يک درخت بالا رفت و کتش را پاره کرد. 10 تا کسر کنيد. همچنين بي‌‌‌‌توجهيتان باعث شد که کلفت خانه با کفش‌‌‌هاي «وانيا » فرار کند شما مي‌‌بايست چشم‌‌هايتان را خوب باز مي‌‌‌‌کرديد. براي اين کار مواجب خوبي مي‌‌‌گيريد.
پس پنج تا ديگر کم مي‌‌کنيم.

در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد...
« يوليا واسيلي ‌‌‌‌‌‌اِونا» نجواکنان گفت: من نگرفتم.
- امّا من يادداشت کرده‌‌‌ام .
- خيلي خوب شما، شايد .
- از چهل ويک بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي مي‌‌‌ماند.
چشم‌‌‌هايش پر از اشک شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق مي‌‌‌درخشيد. طفلک بيچاره !
- من فقط مقدار کمي گرفتم .
در حالي که صدايش مي‌‌‌لرزيد ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر.
- ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به کنار، مي‌‌‌کنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا، سه‌‌‌تا . . . يکي و يکي..
- يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت .
- به آهستگي گفت: متشکّرم!
- جا خوردم، در حالي که سخت عصباني شده بودم شروع کردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق.
- پرسيدم: چرا گفتي متشکرم؟
- به خاطر پول.
- يعني تو متوجه نشدي دارم سرت کلاه مي‌‌گذارم؟ دارم پولت را مي‌‌‌خورم؟ تنها چيزي مي‌‌‌تواني بگويي اين است که متشکّرم؟
- در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند.
- آن‌‌ها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه مي‌‌زدم، يک حقه‌‌‌ي کثيف حالا من به شما هشتاد روبل مي‌‌‌‌دهم. همشان اين جا توي پاکت براي شما مرتب چيده شده.
ممکن است کسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نکرديد؟ چرا صدايتان در نيامد؟
ممکن است کسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟
لبخند تلخي به من زد که يعني بله، ممکن است.
بخاطر بازي بي‌‌رحمانه‌‌‌اي که با او کردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را که برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم.
براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشکرم!
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فکر کردم:

در چنين دنيايي چقدر راحت مي‌‌شود زورگو بود...

                                                                                         آنتوان چخوف     


موضوع: سرگرمی | تاریخ: 90/06/14 | نویسنده: Life
سلام

یه چند تا اس ام اس خنده دار و عاشقانه رو براتون میآپم ببخشید اگه تکراری یا قدیمی بودند.

۱.عشق یعنی قبض موبایلت کسی رو جز مخابرات خوشحال نمیکنه !!!

.

.

.

۲.ای کاش باران بودم تا غبار از صورتت می شستم

خودت که سال به سال صورتتو نمی شوری !!!

.

.

.

۳.نصیحت غضنفر به پسرش : هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره !!!

.

.

.

۴.سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست

خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن !

.

.

.

۵.اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،

رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟

دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !

برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!

.

.

.

۶.گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت

(پیامک پزشکی- بهداشتی !)

.

.

.

۷.این پیام جهت حاضری در دفتر رفاقت بود که بدانی به یادتم !

.

.

.

۸.اگر کردی مرا روزی فراموش

در آید در دماغت ۱۰۰ عدد جوش !

.

.

.

۹.اگه زندگی سخته  اگه مشکلات زیاده  اگه بیکاری  اگه نیاز به سرمایه داری

نگران نباش ما برات دعا می کنیم !!!

.

.

.

۱۰.گل خوش بو ی من باش تا محتاج ادکلن فرانسوی نباشی!!!

.

.

.

۱۱.یه شب ستاره آرزو ها از آسمون اومد پایین گفت : یه آرزو بکن

منم تو رو خواستم

گفت نمیشه

گفتم چرا ؟

گفت : ما تو جنس بنجل نیستیم !!!

.

.

.

۱۲.خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید :

یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر !

شوهر گفت : محضر طلاق !!!